هدیهی روز تولدم، یکی از باارزشترین کتابهایی بود که خوندم.
وقتی عنوان کتاب رو میخونیم، ناخودآگاه ذهنمون سمت عصر دیجیتال کشیده میشه، و با توضیحاتی که دربارهش نوشته شده، همین حس و حال رو بهمون منتقل میکنه.
این رمان به ارتباطات و فقدان اون تو دنیای امروز میپردازه و داستان مردی رو روایت میکنه که با یک MP3 پلیر، کتاب و سگش، از متلی به متلهای مختلف سفر میکنه. اون برای آدمایی که تو مسیرش میبینه، نامه مینویسه و داستانهای جالبی رو باهامون به اشتراک میذاره.
اما برای من، این کتاب چیزی فراتر از یه داستان بود؛ انگار خودم رو جای شخصیت اصلی میدیدم.
اون وقتی دبیرستانی بود، مثل من لکنت داشت. برای فرار از حملههای عصبی، یه کولهپشتی برداشت و سفر کردن رو شروع کرد، با آدمهای مختلف آشنا شد و دنیا رو از نگاه اونها دید. منم مدتیه به این فکر میکنم که از محدودهی امن خودم بیرون بیام، کولهام رو بردارم، لپتاپم رو بذارم داخلش و توی شهرهای مختلف ایران و کشور مقصد سفر کنم، کار کنم، با آدمها آشنا بشم و قصههاشون رو بشنوم.
وقتی این کتاب رو میخوندم، حس میکردم هر جملهاش رو از قبل میشناسم. انگار دقیقاً برای من نوشته شده بود.
"هیچکس نامه نمینویسد" یه رمان خوب و خوش خوان با ترجمهی فریناز بیابانی منتشر شده و نویسندهاش جانگ یون جینه. پیشنهاد میکنم اگه به این دست از موضوعات علاقه دارید بخونیدش، یا اگه قبلاً خوندینش، خوشحال میشم تجربتون رو با من به اشتراک بذارید.
این کتاب برای من باارزشه، چون این هدیه از طرف "تو" برای امیرحسین بود. ❤️🔥